از خداوند، پروردگارم آمرزش می خواهم و به او روی می آورم :
* از ناسپاسی نسبت به نعمت های بی شماری که ارزانیم داشته
* از بی اعتمادی ویأس به رحمت الهی
* از کوتاهی حضورم در جایگاه های پرستش و نیایش
* از ناخشنودی به آنچه خداوند روزیم بخشیده
* از سستی ایمان و عبادتم
* از بی رغبتیم نسبت به کسب بهشت ورضوان خداوند
* از عذر خواهی اندکی که در ازای گناهان بسیار کرده ام
* از میل به گذار از حدود الهی
* از امیدی که به غیر خدا داشته ام
* از بی پروایی وبی آزرمی در مقابل اوامر ونواهی پروردگار
* از بی اعتنایی به شناخت وتلاوت اندیشمندانه آیات کتاب آسمانی
* از جفا به پیامبر خدا و اهل بیت او
* از کوتاهی وجفا نسبت به پدر و مادرم
* از غفلت هایی که به نزدیکان وخویشاوندانم کرده ام
* از قصوری که در حق برادران وخواهران و همسایگانم روا داشته ام
* از مقدم داشتن بهره و حقوق خویش بردیگران
* از تن آسانی و افزون خوا هی هایم
* از ستم هایی که بر بندگان او وارد آورده ام
* از سیری و آسودگیم در کنار گرسنگان وگرفتاران
* از سکوتم در برابر ظالمین
* ازفریادم بر سر مظلومین
* از ذلتی که در برابر زور گویان از خود نشان داده ام
* از فرمانبری ظالمین و ناپاکان
* از صداقتی که با ستمگران داشته ام
* از محبتی که به ستمکاران ابراز کرده ام
* از نپذیرفتن سریع پوزش خطاکاران
* از منت گزاری وآزردن مردم
* از تحقیر واستهزاء خلق
* ازفریفتن و ایجاد فتنه برای مردم
* از رفتار ناجوانمردانه و به دور از گذشتم
* ازبی توجهی به رنج بی کسان ویتیمان
* از تهمت هایی که به مردم وارد کرده ام
* از آسیب رسانیدن به آبرو و مال دیگران
* از تعصب های ناروا که نسبت به خویش و زیر دستانم روا داشته ام
* از چهره عبوس و خشنی که به مردم نشان داده ام
* از کینه وخشمی که در جان اطرافیانم ریخته ام
* از حمایتی که از افراد نادرست کرده ام
* از شکافی که بر ایمان مردم ایجاد کرده ام
* از هراسی که در دل مردم انداخته ام
* از حقوقی که به دست و زبان من از دیگران تباه گردیده
* از حیله و مکری که به خود و دیگران داشته ام
خداوندا! من از اصلاح خویش و جلب خشنودی تو ناتوانم. مگر آنکه تو توانایم سازی و دستگیریم فرمایی و نیکویم سازی. چنانکه تاکنون این چنین کرده ای.
بر محمد و دودمان پاکش رحمت فرست و مرا به آنچه می پسندی موفق گردان و به خوشتن وامگذار