به گزارش سرویس بین الملل فرارو، روزنامه انگلیسی زبان گلوب اند میل، در مقاله ای آرزو کرده است خاتمی دوباره رییس جمهور شود تا بلکه" ایران دیگر تهدیدی برای غرب نباشد. "
مقاله را در زیر بخوانید:
چه می شود اگر بزرگ ترین تهدید جهان به جای بزرگ شدن در اندازه و خطر، به سادگی محو شود؟
تصور کنید اگر ایران بعد از سال ها افراط گرایی، توسط رییس جمهوری رهبری شود که از موضع دفاع از حقوق زنان ، مطبوعات آزاد، سرمایه گذاری خارجی و روابط نزدیک تر با ایالات متحده و سایر کشورهای غربی انتخاب شده باشد.
تصور کنید اگر در پاسخ ، دولت ایالات متحده به خاطر سرنگون کردن دولت منتخب ایران توسط آژانس اطلاعات مرکزی ، سیا، در سال 1953 یک عذرخواهی علنی و رسمی به عمل آورد. این اقدام سیا بود که کشور را در درجه اول در مسیر افراط گرایی قرار داد.
تصور کنید اگر مردم ایران شروع به برگزاری تظاهرات به جانبداری از آمریکا کنند.
و تصور کنید اگر آن رهبر میانه رو ایرانی پیشنهاد صلح با اسراییل را بپذیرد، برای همیشه تأمین مالی گروه های مبارز فلسطینی مانند حماس را متوقف کند و در ازای روابط بهتر با آمریکا هر گونه برنامه تسلیحات هسته ای را رها کند و تسلیم بازرسی های کامل شود.
تصور کنید. هرگز به این سادگی نخواهد بود. شگفت آور است که چه زود همه چیز را فراموش می کنیم. در سال 1997 بود که اصلاح طلب طرفدار غرب ، محمد خاتمی، به ریاست جمهوری برگزیده شد.
مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا در مارس 2000 از ایران عذرخواهی کرد. تظاهرات به طرفداری از آمریکا به مدت چند روز در سال 2003 برگزار شد و بر طبق همه گزارش ها ، این تظاهرات واقعی بودند و مورد تنبیه واقع نشدند. در بهار آن سال بود که خاتمی یک مقام سوییسی را به واشنگتن فرستاد تا در ازای شناسایی اسراییل، قطع کمک به حماس و قطع قابل اثبات هر گونه طرح تسلیحات هسته ای ، پیشنهاد صلح بدهد. ایران خواستار پایان دادن به تحریم ها ، روابط دیپلماتیک عادی با آمریکا و شناسایی نقش آن در منطقه بود.
چه اتفاقی افتاد؟ جورج بوش رییس جمهور بود ، جنگ عراق به مرحله "موفقیت در ماموریت" رسیده بود و هیچ کس در کاخ سفید فکر نمی کرد که صلح با ایران، کشوری که در سال قبل از آن به بخشی از "محور شرارت" بوش تبدیل شده بود، کار خوبی باشد.
یک مقام وزارت خارجه آمریکا که به طور مستقیم در جریان پیشنهاد ایران قرار داشت گفت :"مثل آن بود که ما بزرگ ترین فرصت برای صلح در خاورمیانه را در این دهه از دست دادیم ، فقط برای این که همچنان به گفتن "محور شرارت" ادامه دهیم."
شش سال از آن برخورد با صلح گذشته است و همه چیز رو به وخامت گذاشته به طوری که به نظر می رسد ایران بزرگ ترین تهدید برای جهان باشد.
ولی چه می شود اگر این تهدید به سادگی تبخیر شود؟ چه می شود اگر به سال 2003 برگردیم و آن پیشنهاد بار دیگر مطرح گردد؟ به هر حال، آقای خاتمی بار دیگر آماده حضور در انتخابات ریاست جمهوری است و در حال حاضر گفت و گوهای دیپلماتیک بین آمریکا و ایران به طور خصوصی در جریان است و به زودی گفت و گوهای علنی را به دنبال خواهد داشت.
روابط دوستانه با ایران چند مسئله را حل خواد کرد: جنگ افغانستان بسیار سهل تر خواهد شد؛ عراق را بهتر می توان اداره کرد؛ و چشم انداز برای صلح خاورمیانه تقویت خواهد شد. همان گونه که خانم آلبرایت گفت پیمان های دوستی مفیدتری با کشورهایی وجود دارد که بسیار کمتر مردم سالار و بسیار بیشتر اسلامی هستند و بسیار کمتر توان تغییر برای بهتر شدن را دارند- به طور قابل توجهی می توان از عربستان سعودی نام برد.
البته مخالفت با این سناریو بیشتر بر اساس این اعتقاد ما قرار دارد که ایران در حال توسعه تسلیحات هسته ای است. ولی آن نیز تقریبا آماده برای محو شدن است. معتبرترین منبع اطلاعاتی ما در باره برنامه هسته ای ایران ، ارزیابی اطلاعات ملی ایالات متحده د رسال 2007 است که به طور قاطع اعلام کرد ایران در سال 2003 برنامه تسلیحات هسته ای را کنار گذاشته است. مقامات اطلاعاتی آشکارا تصدیق می کنند که در دو سال گذشته حتی تنها یک مورد جدید به آن ارزیابی اضافه نشده است.
ایران به عنوان امضا کننده پیمان منع اشاعه هسته ای به شدت تحت نظارت قرار دارد: گروه های بازرسی از طرف آژانس بین المللی انرژی هسته ای به طور دائم در کشور مستقر هستند. (ایران) همیشه تمامی اطلاعات لارم را در اختیار آنها قرار نمی دهد ولی این موارد به دقت ثبت می شوند و اغلب خود گویا هستند.
ایران به واقع مشغول غنی سازی اورانیوم است – و می گوید برای تولید انرژی است ، دلایلی که به اندازه کافی منطقی به نظر می رسد. ولی هر برنامه انرژی هسته ای بر طبق تعریف دو منظوره است و می تواند بعد از پنج یا شش سال تصفیه سنگین، تا سطح تولید تسلیحات ارتقاء یابد.
هفته گذشته گزارش شد که ایران "اورانیوم کم غنی شده و در سطح رآکتور و به اندازه کافی برای ساخت بمب" تولید کرده است. این به گفته چریل روفر، محقق "آزمایشگاه ملی لوس آلاموس" از نظر علمی حرفی بی معنی است: درست است که اورانیوم حاوی یو-235 کافی برای ساخت بمب است. ولی برای استخراج آن لازم است که همه بازرسان را از کشور اخراج کرد، طراحی هزاران سانتریفیوژ را که به دقت تحت نظارت قرار دارند عوض کرد و سال ها به کار غنی سازی پرداخت.
کشورهایی که در واقع در سال های اخیر موذیانه به توسعه بمب اتم پرداخته اند – هند ، پاکستان، کره شمالی و اسراییل – با خودداری از امضای پیمان منع اشاعه هسته ای این کار را کرده و بنابراین هیج بارزسی در کار نیست.
فیزیکدان ورنر هایزنبرگ بود که دریافت با اقدام به عمل نظارت می توان بر ماهیت چیزی که مورد نظارت قرار می گیرد تأثیر بخشید. احتمالا به همین سادگی با نگاه کردن به ایران به عنوان یک تهدید، از آن یک تهدید ساخته ایم. دو باره به آن نگاه کنید و شاید که تغییر کند.