به نظر می رسد همزمان با تغییرات در کاخ سفید، برخی از دولتیها و حامیان آنها در داخل ایران نیز در برخی تفکرات خود تغییراتی ایجاد و یا آنکه برخی نکات منفی مانده ذهنی خود را افشا میکنند. آغاز واقعی این تجدیدنظر، زمانی بود که یکی از سران جبهه اصولگرا، با شعفی خاص دستاورد سفر سه سال قبل احمدینژاد به نیویورک را <شکستن تابوی مذاکره با آمریکا> دانست. اما افشـــای این تغییر مربوط به زمانی است که محمود احمدینژاد همراه با هم پیمانان آمریکــا، با ارسال پـیـام تبریک، ورود اوباما به کاخ سفید را تبریک گفت؛ پیامی که رسانههای شیفته دولت از کنار محتوای <تبریک> آن گذشتند و تلاش کردند آن را <نصیحت نامه> جلوه دهند. اما احمدینژاد در آغاز این راه، دستاوردی از تجدید نظر خود نداشت و پیام تبریک او دقـیـقـاً هـمـانند پیام ارسالی برای جرج بوش، بیپاسخ ماند.
نخستین رئیس جمهور سیاه چهره آمریکا در حالی از دادن پاسخ به پیام احمدینژاد خودداری کرد که کمتر از یکسال قبل از آن، احمدی نژاد با پیشبینی تاکیدی مبنی بر <اجازه نیافتن اوباما برای ورود به کاخ سفید> در واقع متفاوت بودن او با سایر سیاستمداران آمریکایی را القا کرده بود. اما موضوع مورد بحث این گزارش از آنجا آغـازمی شود که احمدی نژاد و همراهانش چندی پیش در نیویورک و در مقر سازمان ملل بر خلاف هیئت آمریکایی که پای صحبت های رئیس دولت دهم ننشسته بودند در مقابل اوباما نشستند و به اظهارات او گوش دادند.احمدی نژاد بر خلاف سال گذشته کـه اظـهـارات بـوش در سـازمـان ملـل را خـالـی از نـکـتــه جدید دانسته بود اما امسال اظهارات دیگری را در مورد سخنرانی رئیس جمهور آمریکا که همان اوباما باشد بیان کرد. اظهارات متفـاوت احمـدی نژاد در مـــورد رئیس جمهــــور آمریکـــا به عـــــلاوه مذاکرات حاشیهای جلیلی با نیکولاس برنز آمریکایی موجب شد که در داخل کشور واکنش هایی رخ دهد. درحالیکه رسانههــــای اصلاحطلـب منتـظـر بـودنـد با توجه به تجربه دولت اصلاحات، اصولگرایان و رسانههایشان در مورد برخی رفت وآمدها و اظهارات در موضوع رابطه با آمریکا واکنش منفی نشان دهند اما برخلاف تصور، آنها در ادامه اظهارنظر سه سال قبل که حاوی تقدیر از احمدینژاد به خاطر تابوشکنی در مذاکره با آمریکا بود این بار هم ترجیح دادند به جای طرح سوالی در خصوص علت مذاکره با آمریکا، به تقدیر از مذاکره کننده ایرانی بپردازند که به ادعای آنها، با اقتدار در برابر آمریکاییها مذاکره کرده است. این در شرایطی بود که همه این افراد در دوره اصلاحات، به گونهای برخورد می کردند که گویی هرنوع نزدیک شدن و حتی اظهارنظر در خصوص< مذاکره با آمریکا> یک گناه نابخشودنی و نشانه زبونی و ضعف است. به عقیده برخی ناظران و با توجه به رویکرد کنونی دولت احمدی نژاد در قبال موضوع رابطه با آمریکا و همچنین واکنش این روز های مدعیان اصولگرایی، نگرانی های دیروز محافظه کاران نه به خاطر به خطر افتادن اصول بلکه نگرانی به خاطر از دست دادن امتیاز برقراری رابطه با آمریکا بوده است . دکتر صادق زیباکلام در گفتگو با آفتاب یزد در همین راستا در اظهار نظری جالب بیان کرد که "دشمنی راست افراطی با آمریکا را جدی نگیرید " این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که <آیا رویکرد دولت احمدی نژاد در مورد موضوع رابطه با آمریکا تغییر کرده است؟> اظهار کرد: به نظر بایستی چند نکتــــه را در خصوص داشتـن یا نداشتن رابطه با آمریکا و همچنین اینکه آیا در این خصوص تغییری ایجاد شده یا خیر، لحاظ کرد. نکته اولی که می خواهـــــمدر این خصوص بگویم، منفی است. از این بابت که آمریکایی ها و اروپایی ها در حال حاضر متوجه شده اند که بههر حال دولت آقای احمدینژاد با مخالفتها و اعتراضهای جدی در داخل کشور مواجه است. در واقع از آن بخش و لایهای از جمعیت ایران که تـحـصیلکرده، دانشجو، نخبه سیاسی و نویسنده هستند عده قابل توجهی منتقد رفتارهای فعلی دولت هستند. دکتر صادق زیباکلام که با خبرنگار سیاسی آفتاب یزد گفتگو میکرد، ادامه داد: یعنی ما اگر حتی نتایج انتخابات 22 خرداد را به همان شکل و شمایلی که وزارت کشور و دولت آقای احمدی نژاد اعلام کرد بپذیریم واقع مطلب این است که از 13 میلیون رای آقای مهندس موسوی، 13میلیون یا حداقل 80 درصد آن از اقشار و لایههای تحصیلکرده جامعه هستند. طبیعتا با توجه به میزان اعتبار مردمی که داشتیم در چنین شرایطی اگر ما می رفتیم پشت میز مذاکره با آمریکا ،نمی توانستیم قرص و محکم در مقابل آنها بایستیم. من از این موضوع به عنوان نکته منفی یاد میکنم زیرا به هر حال مسئولان ما پس از وقایع به وجود آمده بعد از انتخابات 22 خرداد خیلی قدرت مانور در عرصه بینالمللی را ندارند. زیباکلام در ادامه افزود: اما این موضوع نکته مثبت هم دارد. در واقع آقای احمدینژاد رئیس جمهوری است که شهامت و جربزه دارد که بنشیند و با آمریکایی ها مذاکره کند و به دنبال تنشزدایی باشد. یعنی آن شهامت و جسارتی که مـتـاسـفانه آقای خاتمی علیرغم پشتوانه مردمی نداشت این جسارت را آقای احمدینژاد دارد. چه بسا آن گل شکستن طلسم رابطه با آمریکا را آقای احمدی نژاد بزند. مجددا تاکید می کنم آقای احمدی نژاد دارای شجاعت و جسارتی است که متاسفانه آقای خاتمی نداشت. نکته دیگر این است که اگر آقای خاتمی در دولت اصلاحات می نشست و با آمریکایی ها مذاکره و رویکرد نرم اتخاذ می کرد و احیانا به توافقاتی میرسید جریانات راست یا اصولگرا بالطبع نمیگذاشتند چنین اتفاقی بیفتد. اما این جریانات امروز در حقیقت به دلیل اینکه طرفدار آقای احمدینژاد هستند و در واقع خود رئیس دولت از دل این جریانات برخاسته است نمیتوانند به همان راحتی که در مقابل آقای خاتمی به خاطر سیاست تنش زدایی با آمریکا می ایستادند در مقابل احمدینژاد بایستند و او را تخطئه کنند. به نظر من این موضوع نقطه قوت آقای احمدینژاد است. یعنی جدا از آن جسارتی که خودش دارد پایگاه اجتماعی وی در میان اصولگرایان میباشد که در این موضوع موثر است. ایشــــان در واقع محصول راست رادیکال و افراطی میباشـــد، یعنی نیرو هایی که همواره مخالف تنش زدایی با آمریکا بودهاند. وی در ادامه گفت: نکتــــه دیگر این است که آقــای احمدینژاد نیک میدانـــد که اگر بـــــه سمت و سوی تنش زدایی با آمریکا برود این موضوع باعث میشود که محبوبیت زیادی برای وی ایجاد شود. حال سوال این جاست چرا؟ معتقدم مخالفان آقای احمدینژاد- یعنی آن 13 میلیونی که به آقای مهندس موسوی رای دادند - اگر احمدی نژاد بتواند طلسم رابــطــه بــا آمــریـکــا را بـشـکـنـد قـطعـا ایـن مـوضـوع بـه عنـوان یک پیروزی برای وی به حساب خواهد آمد و همچنین موجب محبوبیت وی در میان جنبش سبز خواهد شد. نکته دیگر اینکه از نظر بینالمللی اگرآقای احمدینژاد بتواند طلسم دشمنی با آمریکا را بشکند این موضوع باعث میشود خیلی از مسائل و مشکلاتی که ایران با آن در عرصه بینالمللی - مثل مسئله هستهای و تحریمها - مواجه است موجب شود که دامنه آنها را کم کند و در نتیجه باعث خواهد شد که وضع عمومی اقتصاد ایران بهتر شود و ما از این فشاری که زیر آن قرار داریم بیرون بیاییم. مجموع این ملاحظات حداقل باعث میشود که آقای احمدی نژاد اصرار بر این نداشته باشد که تنش میان ایران و آمریکا را از آن چیزی که هست، بیشتر کند. چه بسا که آقای احمدینژاد رئیس جمهوری باشد که بتواند دیوار بیاعتمادی بین ایران و آمریکا را فرو بریزد.خبرنگار آفتاب یزد پرسید: <آقای دکتر! آیا اصلاح طلبان امروز این حق را دارند که معترض باشند که چرا اصولگرایانی که امروز به خاطر تابو شکنی از احمدی نژاد تقدیر میکنند و سکوت کرده اند و حتی با استناد به آمار نظرسنجی برخی رسانههای بیگانه، از رضایت اغلب مردم ایران برای برقراری رابطه دیپلماتیک با آمریکا خبر میدهند تا دیروز و در دولت اصلاحات کوچکترین اظهار نظری در خصوص آمریکا را برنمیتافتند؟> این استاد دانشگاه پاسخ داد: ما نباید ضدیت و دشمنی راست افراطی را با آمریکا جدی بگیریم. در واقع مشکل راست افراطی این است که چرا این گل - برقراری رابطه با آمریکا - را آقای خاتمی و اصلاح طلبان بزنند؟یعنی اگر قرار است تحولی در نوع رابطه ایران از لحاظ سیاسی، اقتصادی، بین المللی و میزان فشارهای تحریمها اتفاق بیفتد چرا امتیاز این اتفاق نصیب خاتمی و اصلاح طلبان شود؟ وقتی شما نگاه میکنید متوجه میشوید که متاسفانه مخالفان آقای خاتمی به فکر تنها چیزی که نبودند مصالح ملی بود. در حالیکه مصالح و منافع ملی ما ایجاب میکرد که ما به سمت تنش زدایی با آمریکا برویم ولی به خاطر اینکه آقای خاتمی این پیروزی را به دست نیاورد آنها حاضر شدند که به بهای از دست دادن منافع ملیمان جلوی خاتمی را بگیرند. این موضوع تفاوت اصلی جریانات سیاسی در داخل کشور با کشورهای توسعه یافته است. در واقع در کشورهای توسعه یافته اصل محوری منافع ملی می باشد نه پیروزی جناحی. اما شما می بینید که در ایران یک جریان فکـری حـاضـر اسـت منـافـع ملـی را قـربـانـی و از بیـن ببـرد کـهمبادا رقیبش پیروزی سیاسی کسب کند .خبر نگار ما در ادامه از زیـبـاکلام پرسید: <در این میان برخی هم معتقدند که رفتار اخیر احمدی نژاد در برابر آمریکا و اوباما عزت مدارانه نبوده است ؟> این تحلیلگر مسائل سیاسی پاسخ داد: معتقدم اصلاح طلبان نباید اشتباهی را کنند که اصولگرایان در زمان آقای خاتمی کردند. هـمـیـنطـور کـه مـا امـروز به اصولگرایان انتقاد وارد می کنیم وبه آنها اعلام می کنیم که برای اینکه آقای خاتمی پیروزی به دست نیاورد به مصالح و منافع ملی کشور خدشه وارد کردید، ما خودمان نباید این کار را بکنیم .یعنی اگر آقای احمدی نژاد می تواند با آمریکا تنش زدایی کند ما باید کمکش کنیــــم .معتقدم اصلاح طلبان و جنبش سبز بایستی به آقای احمدینژاد در این راه کمک کنند، برای اینکه موضوع بحث، آقای احمدی نژاد و آقای خاتمی نیست بلکه بحث بر سر این است که ایران 30 سال به خاطر برخی اعمال، هزینه گزافی را پرداخته است. بنابراین به نظر من منافع ملی ما ایجاب میکند که ما - یعنی اصلاح طلبان- اگر احمدی نژاد میتواند در این راه کاری کند او را کمک کنیم . زیرا این کار به خیر و صلاح نظام،آینده مملکت و ایران می باشد و ما اصلا نباید رفتارمان مانند رفتار اصولگرایان باشد . در واقع ما اصلاح طلبان باید الگو باشیم و همواره دغدغه منافع ملی ایران را داشته داشتیم.