و اما بعد ...

این وبلاگ محیطی دوستانه و خودمانی جهت طرح برخی مسائلی است که مفید بنظر می رسد.

و اما بعد ...

این وبلاگ محیطی دوستانه و خودمانی جهت طرح برخی مسائلی است که مفید بنظر می رسد.

گزارشى از امید و افسردگى عمومی

حیات نو- لیلا سعادتی: حدود پنج ماه از انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهورى مى‌گذرد اما هنوز آثارو تبعات سیاسی- اجتماعى آن در جامعه به قوت خود باقى است این در حالى است که هنوز وقایع پس از انتخابات به عنوان یکى از مهم‌ترین مسائل و چالش‌هاى روز کشور مطرح است اگرچه ابعاد سیاسى این دوره از انتخابات مورد نظر سیاسیون و کارشناسان مسائل سیاسی، بیش از مسائل اجتماعى و فرهنگى مورد توجه است اما نمى‌توان بر این معضل مهم اجتماعى ایران که همان بالا رفتن مشکلات روحی- روانى مردم جامعه است، چشم پوشید. روانشناسان و جامعه‌شناسان نسبت به افزایش مشکلات عاطفى و اجتماعى همچون اضطراب، افسردگی، ناهنجارى‌هاى اجتماعى و افزایش مشکلات روحى و روانى بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهورى هشدار مى‌دهند. اگرچه آمار منسجمى از میزان مراجعات به مطب‌هاى روانشناسی، مشاوره و روانپزشکى در دست نیست اما افزایش تعداد مراجعه‌کنندگان به نزد مشاوران و روانشناسان در چند ماه اخیر نشان‌دهنده این است که جامعه کنونى ایران دوران پرالتهابى را سپرى مى‌کند و همچنان نیز ناامنى‌هاى روانى - اجتماعى و مشکلات اقتصادى موجود در جامعه بر این التهاب مى‌افزاید.

جامعه پراضطراب
آمارهایى که از سوى مبادى رسمى مبنى بر افزایش امید به زندگى ایرانیان منتشر مى‌شود با آن تعریفى که در قالب استانداردهاى جهانى ارایه مى‌شود نه تنها آمار ایران را تائید نمى‌کند بلکه در فهرست جهانی، در سال‌هاى اخیر رتبه امید به زندگى نزد ایرانیان کاهش یافته است. آمارى که سازمان بهداشت جهانى در اوایل سال 2009 میلادى منتشر کرد، نشان داد که نرخ امید به زندگى فقط به افزایش میزان طول عمر افراد مربوط نیست بلکه افزایش رفاه اقتصادى و اجتماعى شاخص‌هاى امید به زندگى محسوب مى‌شود و ایرانى‌ها در دستیابى به این شاخص‌ها با مشکل مواجه‌اند. وجود تورم، افزایش گرانى و تناسب نداشتن دخل و خرج زندگى همگى بیانگر کاهش بهبود شرایط اجتماعى - اقتصادى است که با کاهش این شاخص‌ها شاهد افزایش میزان ناهنجارى‌هاى اجتماعى در جامعه هستیم.

دکتر ناصر قاسم‌زاد، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه جامعه ایران با داشتن 60 درصد جمعیت جوان به خودى خود جامعه‌اى را داراست که بیشترین مطالبات را دارند، مى‌گوید: همین میزان بالاى مطالبات بر پراضطراب بودن جامعه دامن مى‌زند. او عنوان مى‌کند: نبود روابط بین فردى ناهمگون، دسترسى نداشتن به اطلاعات شفاف، شفاف نبودن آمارها و اطلاعات موجود بر سردرگمى مردم افزوده است و وجود مشکلات اقتصادى و معیشتى بر افزایش این اضطراب دامن مى‌زند. دکتر محمد کمالی، استاد دانشگاه و رفتارشناس اجتماعى نیز با تائید دیدگاه دکتر قاسم زاد بر این نکته تاکید مى‌کند که وجود اضطراب و پرخاشگرى در جامعه از حد معمول عبور کرده و در حال حاضر به یک بحران اجتماعى و روانى تبدیل شده است او نیز دسترسى نداشتن مردم به اطلاعات، تناقض‌هاى رفتارى موجود در عملکرد روساى حکومت، نداشتن امنیت معیشتى و اقتصادى را عوامل افزایش مشکلات روحى و روانى مردم قلمداد مى‌کند. او معتقد است که جامعه ایران، جامعه‌اى پرتنش و مضطرب است که عواملى همچون ترافیک، آلودگى هوا و... این معضل را تشدید کرده است اما انتخابات این دوره ریاست‌جمهورى و حوادثى که بعد از آن رخ داد بر این تنش و اضطراب افزود.

شوک به جامعه
در علم روانشناسی، مسائل اقتصادى و معیشتى سازنده هویت اجتماعى افراد است و وقتى مردم جامعه با مشکل معیشتى و بیکارى مواجه باشند هویت اجتماعى آنان نیز در خطر قرار مى‌گیرد.

قبل از انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، فضا و شرایط اجتماعى در شهرهاى بزرگ و بویژه پایتخت سرشار از شور و نشاط اجتماعى بود. جوانان به همراه خانواده‌هایشان براى پیروزى کاندیداى مورد نظرشان فعالیت اجتماعی- سیاسى مى‌کردند و بهبود شرایط ویژه که همان ایجاد اشتغال، کمتر شدن مشکلات معیشتى و اقتصادى و حل بحران مسکن بود را خواستار بودند اما 22 خردادماه، ورق برگشت و شوکى را بر جوانان و مردمى که انتظار دیگرى از رقابت را داشتند، وارد کرد . در شرایط بحرانى اولین واکنش افراد، انکار حادثه است و در مراحل بعدى اضطراب و بروز هیجانات منفى شدت مى‌گیرد.

داریوش قنبری، نماینده مجلس شوراى اسلامى در این باره مى‌گوید: شور و نشاطى که قبل از انتخابات وجود داشت از بین رفته است و افسردگى و یأس گریبان جوانان، خانواده‌هایشان، فعالان سیاسی- اجتماعى و مدنى و تمامى کسانى که امیدوار به تغییر شرایط بودند را گرفته است.

اما دکتر قاسم‌زاد از منظر روانشناختی، حاکم شدن یأس و افسردگى بر جامعه را بعد از انتخابات طبیعى قلمداد مى‌کند. او مى‌گوید: قبل از انتخابات عده زیادى از جوانان با شور و نشاطى که براى پیروزى کاندیداى مورد نظرشان داشتند به دنبال تغییر بودند. آن هم تغییر در ابعاد مختلف زندگیشان، اعم از بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی، هویتی، اوقات فراغت و مسائل دیگر. اما وقتى خود را شکست خورده دیدند، در اولین مرحله واکنش نشان دادند و با عدم باور در موضوع مواجه شدند و بعد از مدتى به یأس دچار شدند و اضطراباتشان افزایش یافت. به گفته این روانشناس، در این مسیر همه اقشار جامعه در معرض آسیب‌هاى اجتماعى و روانى ناشى از حوادث پس از انتخابات قرار گرفتند و این مسائل، التهاب و اضطراب را در جامعه بالا برد و در این مرحله فقط جوانان نیستند که در معرض آسیب‌هاى اجتماعی- روانى قرار دارند بلکه خانواده‌ها، نخبگان و فعالان نیز درگیر شدند.

دکتر کمالى نیز معتقد است: نگرانى‌هاى زیادى متوجه جامعه شده است و اخبارى که از کهریزک رسید، گزارش‌هایى که از سوى نیروى انتظامى منتشر مى‌شود و اظهاراتى که از سوى تریبون‌هاى مختلف طرح مى‌شود همگى دامنه نگرانى‌ها را روزبه‌روز وسیع‌تر مى‌کند. او معتقد است: مراجعه افراد جامعه و بویژه روزنامه‌نگاران، فرهنگیان، نخبگان و فعالان سیاسى و اجتماعى نزد مشاوران روانشناس نشان‌دهنده وجود شرایط ملتهب در جامعه است.به گفته این رفتار شناس اجتماعی، افرادى که بیشتر در جامعه فعالند و دسترسى بیشترى به اطلاعات دارند بیشتر در معرض آسیب‌ها قرار گرفته‌اند.

آینده نگرانى و بیماری
جامعه‌شناسان مى‌گویند، هر معضل و آسیب روانى افراد، تاثیر مستقیمى بر جامعه و ایجاد ناهنجارى‌هاى اجتماعى دارد. دکتر مریم یوسفی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در این‌باره مى‌گوید: از نظر روانشناسی، واکنش‌هاى روانى افراد به جامعه منتقل مى‌شود و وقتى عده‌اى از مردم و بویژه جوانان خشم فروخورده دارند و ناامید هستند واکنش‌هاى خود را به جامعه منتقل مى‌کنند و در نهایت پرخاشگرى افزایش مى‌یابد، شکاف میان دولت و ملت عمیق‌تر مى‌شود، بى‌اعتمادى میان مردم نهادینه مى‌شود و در بلندمدت به منصه ظهور مى‌رسد روابط میان فردى افراد مخدوش مى‌شود، افراد جامعه همدیگر را مقصر مى‌دانند و بر همدیگر فشار مى‌آورند و آسیب‌هاى جدى دیگرى که در بلند مدت خود را نشان خواهد داد و جامعه به یک جامعه بیمار تبدیل مى‌شود.

راه‌حل چیست؟
بیش از 14 میلیون نفر از افراد جامعه در انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهورى به کاندیداى دیگرى رأى دادند، آمارى که وزارت کشور دولت نهم اعلام کرد. در واقع در حال حاضر 14 میلیون نفر از مردم جامعه که اکثر آنان جوانان، دانشجویان و نخبگان هستند، مخالف سیاست‌ها و عملکرد دولت فعلى هستند اگر بر این میزان خانواده‌هاى آنان را نیز اضافه کنیم با جمعیتى مواجه مى‌شویم که خواسته دیگرى داشتند و دارند با این وجود همچنان عملکرد‌ها و رفتارهاى طرف پیروز انتخابات بر این روند پرالتهاب دامن مى‌زند و گویا 14 میلیون نفر در این کشور زندگى نمى‌کنند و خواسته‌اى ندارند. داریوش قنبری، نماینده مجلس شوراى اسلامى به ادامه یافتن روند فضاى یأس و افسردگى در جامعه هشدار مى‌دهد و مى‌گوید: تداوم افسردگى موجود در جامعه به نفع کشور نیست و سرخوردگى‌هایى که به وجود آمد، در آینده باعث عقده‌هاى روانى مى‌شود و انفجار این عقده‌ها به مصلحت کشور نیست.

او ایجاد شدن فضاى سالم سیاسى را بهترین راه‌حل براى برون رفت از این شرایط مى‌داند به گفته او باید اعتماد را به مردم برگرداند و مانع از بروز مشکلات آتى شد. قنبرى معتقد است: همه نهادها و دستگاه‌ها موظفند که مانع از بروز ناهنجارى‌هاى اجتماعى شوند و دولت در این میان نقش سازنده‌اى دارد. اما این نماینده مجلس با هشدارى که به دولت مى‌دهد بر این موضوع نیز اعتقاد دارد که دولت فعلی، خود را موظف به بازسازى روح و روان جامعه نمى‌داند چون با پاک کردن صورت مسئله، مسائل تحریک‌آمیز نیز عنوان کرده و بحران موجود را تشدید مى‌کند در حالى که جامعه نیازمند آرامش است. روانشناسان و جامعه‌شناسان نیز بر آرامش بخشیدن به جامعه از سوى دولت تاکید مى‌کنند. دکتر قاسم‌زاد، توجه به نیازها و خواسته‌هاى حداقل14 میلیون ناراضى از سوى دولت را راه‌حل مناسبى بیان مى‌کند. او سلامت روان جامعه را از مهم‌ترین شاخص‌هاى جامعه سالم قلمداد مى‌کند و بر لزوم توجه جدى به آن تاکید مى‌کند. به گفته او، بى‌توجهى به مشکل امروز، خسارت‌هاى جبران‌ناپذیرى را متوجه کشور خواهد کرد.

از سوى دیگر نیز، کارشناسان مسائل اجتماعى بر مشاوره گرفتن دولت از جامعه‌شناسان و روانشناسان تاکید مى‌کنند و معتقدند که دولت با مشاوره با آنان مى‌تواند راه‌حل‌هاى علمى و مهمى براى برون رفت از این بحران اتخاذ کند.

دکتر کمالى نیز در این‌باره مى‌گوید: اگر اکنون این بحران اجتماعى را رفع نکنیم در آینده با مشکلات بیشترى مواجه خواهیم شد. به گفته او، هم‌اکنون بسیارى از جوانان کشور در حالتى از ناامیدى به سر مى‌برند و از آنجا که سرمایه هر کشورى جوانان آن هستند باید این حالت را از میان جامعه و بویژه جوانان زدود. دکتر یوسفى نیز با بیان اینکه در حال حاضر پل میان دولت و ملت شکسته شده است بر لزوم ترمیم آن تاکید مى‌کند. او مى‌گوید: متاسفانه هنوز عده‌اى از اینکه معضل اجتماعى و روانى گریبان مردم را گرفته است، سر باز مى‌زنند و نمى‌دانند که حل آن نیز از روش‌هاى جامعه‌شناختى و روانشناختى ممکن مى‌شود. این استاد دانشگاه معتقد است: دولت هنوز آسیب‌هاى اجتماعى امروز را جدى نگرفته است و تا زمانى که این کاستى وجود دارد در آینده باید در انتظار مشکلات بیشترى بود. اما به نظر مى‌رسد با اتخاذ تدابیر کارشناسانه و اهمیت قائل شدن به وجود وحدت ملى مى‌توان بحران موجود را مدیریت کرد و امید را به بخشى از مردم کشور برگرداند. 

نظرات 1 + ارسال نظر
من دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 09:24

http://www.riverart.net/russia/persian

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد