روز دوم عید برابر با روز پنجم سفر صبح بسمت کرمانشاه حرکت کردیم. حدود ۳۰ کیلومتر بعد از همدان رسیدیم به کنگاور. از انجا هم مستقیم رفتیم به معبد آناهیتا. یک سری از دانشجویان که حسب نقل قول خودشان از اعضای NGO ها بودند مردم را راهنمایی می کردند. راهنمای ما هم درخصوص معبد اطلاعات جذابی داشت. البته من تازه فهمیدم چرا نهادهای دولت با NGO ها زابطه خوبی ندارند. و اما مختصری در مورد این معبد:
امروزه ایرانیان و حتی جهانگردان، کنگـاور را بـه نـام معبد آناهیتا می شناسند. آناهیتا بر اساس متون تـاریخی فرشتـه و نگهبان آب و فراوانی ، زیبائی و باروری و در نزد ایرانیان دارای مقام بلند و ارجمندی بوده است. معبد آناهیتا با 6/4 هکتار بر پشت صخرهای از نوع شیست مشرف به دشت کنگاور بنا گردیده است. پرستشگاه آناهیتا همانند دیگر بناهایی که بر بلندی ساخته می شود با استفاده از شیوه صفه سازی بر پاشده است. چنین شیوه ای در دوران تاریخی در فلات ایران متداول و در دوره های بعد هم رواج داشته است. نحوه سنگ تراشی و دیوار چینی و ساخت ستون های پهن پیکر ، عظمت صفه جنوبی که در بردارنده دو ردیف پله ی سنگی « شبیه تخــت جمشید فـارس » است، عــلاوه بر تپـه ی شکــوهـمنــدی کــه معبــد بر روی آن قرار دارد، همه و همه جذابیت خاصی به این اثر که به قولی دومین بنای سنگی ایران عهد باستان ( پس از تخت جمشید ) است، بخشیده است. احداث این بنا را به دوره اشکانی نسبت داده اند و از این دوره آثاری شامل سفالینه، قبور و نوع تدفین بویژه سکه های مکشوفه در قبور به دست آمده است. از دوره ساسانی علائم و نشانه هائی بر روی سنگها دیده شده است. چنین به نظر می رسد که وجود این علائم بیانگر عملکرد بنا و مرمت در این دوره تاریخی است. کاوشهای باستان شناسی در لایه های اولیه نشانگر بقایای استقرار در دوره قاجار و صفوی می باشد. حد فاصل بین قرن هفتم هجری تا دوره صفویه هیچگونه آثاری جز بقایای کوچ نشینان مشاهده نگردیده است. از اوایل سده پنجم تا هفتم هجری آثار مکشوفه حاکی از ساخت و ساز در دوره سلجوقی می باشد. وجود حمام دوره سلجوقی و کارگاه ها و شیوه آب رسانی پیشرفته به وسیله تنبوشه سفالین، وجود سفالهای لعابدار سبز و زرد از نوع سفال نیشابور و ظروف با نقش کنده و خطوط روی ظروف و سکه هائی از دوره خلفای عباسی به دست آمده نمایانگر این دوره می باشد. نماهایی از معبد در ذیل آورده ام.

بعد از دیدن معبد تصمیم بر این شد که شب را در کنگاور بمانیم. قبلا پرسیده بودیم که محلی در 30 کیلومتری کنگاور وجود دارد بنام صحنه. محلی شبیه دربند خودمون. خلاصه بقیه زمان رو تا آخر شب در همون محل سپری کردیم. خیلی خوب بود. جای همه خالی . یک کار غیر بهداشتی هم انجام دادیم و همگی بقول قدیمی ها ته بندی شام با دل و جگر و جوجه و ... کردیم. شب هم برگشتیم محل اقامت دیدیم جاتون خالی علاوه بر شام متعارف کشک و بادمجان غذای مورد علاقه من هم اماده است و بقیه ماجرا.
با سلام ، سفرنامه زیبا و روانی است . مرسی
خوش گذشته حساب!!!