و اما بعد ...

این وبلاگ محیطی دوستانه و خودمانی جهت طرح برخی مسائلی است که مفید بنظر می رسد.

و اما بعد ...

این وبلاگ محیطی دوستانه و خودمانی جهت طرح برخی مسائلی است که مفید بنظر می رسد.

لبخند روز (دوشنبه)

- گفت مردی به همسرش روزی، من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر، تو بمیری برای من کافیست

- سیاستمدار کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید، منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

- روانشناس کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

- مهمان: آقا تشریف دارند؟ مستخدم: نخیر، رفته‌اند مسافرت. مهمان: برای تفریح؟ مستخدم: نخیر، با خانم رفته‌اند.

- بچه: بابا من کی آنقدر بزرگ میشم که هر کاری دلم خواست بکنم؟ بابا: پسرم، تا حالا کسی اینقدر بزرگ نشده!

نظرات 4 + ارسال نظر
دوست دوشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 14:48

یک لطیفه هم از من :
دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می کنن. ریل راه آهنو می گیرن و راه می افتن طرف شهر. اولی میپرسه: کی می رسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون می ده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن. می رن و می رن ... تا اولیه خسته میشه. می گه: پس چرا نمی رسیم؟. دومیه برمی گرده و عقبو نگاه می کنه و می گه: فکر کنم ردش کردیم

علی دوشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 14:50

سلام - پس منم یک لطیف بگم. باشد که موثر افتد.
یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، ... ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن

غریبه دوشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 15:04 http://3miramis.blogsky.com

درود
به راستی که خنده بر لبان انسان ها مهمان کردن چه کار بزرگی است
تو را بابت این ره آورد سپاس می گویم
بدرود

برای شما دوشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 15:47 http://karajonline.tk

سلام سایت جالبی دارید به سایت ما هم سر بزنید ما منتظر شما هستیم به دوستان خود هم بگویید :)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد