- میری به شاهزاده گفت: من عاشق توام. شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است. امیر برگشت و دید هیچکس نیست. شاهزاده گفت: عاشق نیستی ! عاشق به غیر نظر نمیکند
- چهارده سال است که میخندی در این قاب ..... هنوز جوان ماندهای! چهارده سال است که میگریم بر این قاب ..... چه قدر پیر شدهام
- خدا را شکر که من از هیچکس خدایی به ارث نبرده ام و آزادم هر طور میلم است خدایم را بشناسم. خدای من مهربان و دلسوز و اندیشمند و بخشنده و پرتفاهم و شوخ طبع است! جین وبستر ( بابا لنگ دراز)
با سلام .مطلب اولی بنظرم خیلی جالب بود. خیلی
اما بنظر من متن دومی باحالتر بود. با عرض پوزش از اقا یا خانم دوست.