یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی. اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا… مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده.
مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا… بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!! میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این!!!
سلام
خیلی سایت خوبی داری من که لذت بردم
[دست]
من یک موتور جستجوی ایرانی راه انداختم ! [بغل]
اگر دوست داری سایت خودت را در این جستجو گر ثبت کنی تا آمارت بره بالا کافیه بیای و اسم فارسی + آدرس سایت خودت را در یک کادر جستجو کنی به همین راحتی!
مرسی که نظرم را خوندی [قلب]
بهم سر بزن منتظرتم لعیا
[گل] [گل]
راستی اگر صفحه ای که میاد دربراه سایت خودت را در سایتت لینک کنی بهت امتیاز داده می شه و پیج رنکت در این جستجوگر بالاتر می ره تا در نتایج کلی بالاتر بیای
قربانت فدات شم[نیشخند][قلب]
جالبه. همیشه همینطور بوده آن چیزی رو که نداریم نگران و دنبالش و وقتی بدست میآوریم ناسپاس از داشتنش تا از دستش میدهیم و دوباره صد افسوس .