به این خبر دقت کنید:
« اریک وئرث، وزیر کار فرانسه، به اتهام کمک به معافیت مالیاتی لیلیان بتانکورت، میلیاردر فرانسوی و رئیس شرکت اورئال، به مدت هشت ساعت مورد بازجویی پلیس این کشور قرار گرفت. ارتباط وئرث و بتانکورت، دولت پاریس را طی هفتههای گذشته دچار تنگنا کرده است. وی متهم است که به عنوان خزانهدار حزب محافظهکار (حزب حاکم)، اقدام به دریافت کمکهای غیرقانونی کرده است و از آن برای تامین مالی رقابتهای انتخاباتی برای پیروزی نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فعلی فرانسه بهره برده است و در مقابل به معافیت مالیاتی بتانکورت کمک کرده است.»
این خبر را تقریباً همه رسانه های مهم دنیا منتشر کرده اند و الان ، عالم و آدم می دانند که وزیر کار فرانسه به اتهام مذکور هشت ساعت بازجویی شده است.
حال به پاسخ این پرسش بیندیشید: " آیا انتشار این خبر ، لطمه ای به حیثیت فرانسه و تشویش اذهان عمومی علیه دولت این کشور است یا آن که مخاطب ، مخصوصاً مخاطب جهان سومی ، با خواندن آن ، به این نکته رهنمون می شود که فرانسه ، عجب سیستم سیاسی و قضایی سالمی دارد که حتی وزیر کابینه هم در آن ، مانند یک فرد عادی مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد و خبرش هم در کل دنیا می پیچد؟ "
این البته اولین باری نیست که یک مقام ارشد حکومتی در غرب یا شرق بازجویی ، محاکمه یا حتی محکوم می شود. آرشیو اخبار ، آکنده از این قبیل خبرهاست و البته در آن کشورها ، محاکمه حاکمان و انتشار اخبار این محاکمات ، نه تنها تضعیف نظام و تشویش اذهان عمومی تلقی نمی شود ، بلکه به عنوان نشانه هایی از سلامت سیستم قضایی و نظارتی و نیز شفافیت دولت ها و البته آزادی رسانه ها در انتشار چنین اخباری تلقی می شود.
جالب اینجاست که اکثر مقاماتی که در کشورهایی مانند فرانسه ، آلمان ، انگلیس ، ژاپن ، کره جنوبی و ... محاکمه می شوند و گاه این محاکمه ها منجر به برکناری ، حبس ، استعفا و حتی خودکشی می شود ، جرائم سنگینی مرتکب نشده اند؛ به عنوان مثال ، چند سال پیش وزیر یک کشور اروپایی ، بدین علت محاکمه شد که متراژ خانه سازمانی مورد نیازش را - که دولت باید تأمین می کرد - فقط چند متر بیش از نیاز واقعی اش به وزارتخانه مربوطه گزارش کرده بود یا در همین خبر صدر مطلب ، وزیر کار فرانسه ، اختلاسی به نفع خود نکرده ، بلکه تنها "متهم" است که به یکی دیگر کمک کرده تا مالیات کمتری بدهد.
اما در کشور ما ادبیات دیگری حاکم است و اگر کسی بگوید بالای چشم فلان مسوول خطاکار، ابروست، به گوینده می گویند که آبروی نظام را می بری و خوراک تبلیغاتی برای رسانه های بیگانه درست می کنی و مرتکب تشویش اذهان عمومی شده ای و ... و بدین ترتیب ، اصل ماجرا به حاشیه می رود و آنچه می ماند، پرونده سازی برای رسانه یا فردی است که متعرض مسوولی شده است.
این در حالی است که محاکمه و حتی محکومیت مسوولانی که احیاناً مرتکب جرم و تخلفی شده اند ، نه تنها وهن نظام و تضعیف حاکمیت نیست ، بلکه برعکس ، تقویت کننده و اطمینان بخش است.
این ادبیات که "محاکمه مقامات ، عوارض نامطلوبی دارد" ، قطعاً ساخته و پرداخته مجرمان یقه سفیدی است که در طول زمان به یک گزاره قطعی و غیرقابل تردید تبدیل شده و از پست و مقام ها ، دژی مستحکم فراهم آورده تا متقلبان ، در درون آن از هرگونه پاسخگویی مبرا باشند!
به راستی آیا در طول 31 سال اخیر ، از میان مسوولان و مقامات مطرح کشور ، تنها فردی به نام غلامحسین کرباسچی(شهردار اسبق تهران) مجرم بود که در ملأ عام محاکمه و محکوم شد یا افرادی در حد معاون رئیس جمهور و وزیر و نماینده مجلس و استاندار نیز مستوجب محاکمه بوده اند اما در حصار امن ریاست و وزارت و وکالت، خوش آرمیدند و حتی تن به یک بازجویی ساده هم ندادند "زیرا نظام به خطر می افتاد"؟!
فراموش نمی کنیم حکایت محکمه ای که علی(ع) به عنوان امام مسلمانان ، در برابر سارق یهودی ، محکوم به بی حقی شد و این حکایت در تاریخ ثبت و ضبط شد و به عنوان سندی از عدالتمداری علی (ع) به ما رسید.
اگر ادبیات امروزین ما در زمان مولا نیز جاری و ساری بود ، یا پای علی(ع) به محکمه باز نمی شد زیرا برای امام المسلمین افت داشت که مورد سوال قاضی دادگاه قرار گیرد و یا در پایان محاکمه ، علی(ع) ، آرام در گوش قاضی نجوا می کرد که از این ماجرا با کسی سخنی نگوید و به سارق یهودی نیز تحکم می کرد که اگر از این دادگاه سخنی بر زبان بیاوری ، با شمشیر بران طرفی!
علی (ع) اما چنین نکرد و به عدالت و شفافیت رفتار نمود و اولین ثمره اش نیز اسلام آوردن طرف دعوایش بود که بعد از رأی دادگاه لب به اعتراف گشود و بر جرم خویش اعتراف کرد.
... و قسم به همان علی(ع) تا زمانی که صاحبان منصب در این کشور همانند افراد عادی و گمنام پاسخگوی اعمال خویش نباشند و حرف و حدیث ها و جرم و تخلف هایشان با سلام و صلوات و مصلحت اندیشی های غیر مصلحانه ، لاپوشانی شود ، بسیاری از گره های مملکت ، ناگشوده باقی خواهد ماند... و خوشا غربیان که در تبعیت عملی از برخی آموزه های اسلام ، از ما مدعیان مسلمانی جلوترند!
شعری از فروغ فرخزاد:
روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.
ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت.
او می گشاید … او که به لطف و صفای خویش،
گوئی که خاک طینت ما را ز غم سرشت.
توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
کوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم.
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.
مائیم … ما که طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم … ما که جامه تقوی دریده ایم؛
زیرا درون جامه بجز پیکر فریب،
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!
آن آتشی که در دل ما شعله می کشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛
دیگر بما که سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهکاره رسوا! نداده بود.
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حکایت عشق مدام! ما.
“هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما”
اختلافت ما با دنیا از فرهنگ ما ریشه می گیرد.
یک ضرب المثل چینی میگه:
تو بخاران پشت من تا من بخارانم پشت تو
دقیقا بر عکس این ضرب المثل در ایران میگه:
کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
همین اختلاف بین دو ضرب المثل فوق به تنهایی نشان دهنده اوج اختلاف بین دیدگاه ما و چینی ها نسبت به مسئله کار گروهی و همکاری در انجام کارها است.
و شاید به همین دلیل فرهنگی است که ما ایرانیان در انجام کارهای گروهی و حتی برخی ورزشهای گروهی مثل فوتبال اینقدر نا موفق هستیم.
محاسبه نکنید در خرج کردن عواطفتان. حسابکتاب نکنید که «اگه تحویلش بگیرم فکر میکنه حالا چه خبره! پررو میشه». یا در عشقهایتان سیاسی رفتار نکنید. حسی را که دارید بیان کنید و از شایدهای آیندهاش نترسید. باور کنید به چشم به هم زدنی دنیا به پایان میرسد. با محاسباتتان زیباییها را زشت نکنید. چشمهایتان را ببندید؛ فکر کنید فقط یک ساعت آینده را زندهاید؛ و تلاش کنید در این یک ساعت به صرافت طبعتان عمل کنید؛ بیهیچ پروایی از نگاههای شماتتبار این و آن.