و اما بعد ...

این وبلاگ محیطی دوستانه و خودمانی جهت طرح برخی مسائلی است که مفید بنظر می رسد.

و اما بعد ...

این وبلاگ محیطی دوستانه و خودمانی جهت طرح برخی مسائلی است که مفید بنظر می رسد.

هدایت

گفتم:‏ 

این باغ ار گلِ سرخ بهاران بایدش ؟

گفت‏:‏ 

صبری تا کرانِ روزگاران بایدش،

تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست‏‏،

گر نسیم و بوسه های نرمِ باران بایدش،

گفتمش:‏

‏خالی ست شهر از عاشقان، وینجا نماند،

مردِ راهی تا هوایِ کویِ یاران بایدش

گفت:‏

چون روحِ بهاران آید از اقصای شهر

‏مردها جوشد ز خاک‏

‏آنسان که از باران گیاه

و آنچه می باید کنون

صبرِ مردان و دلِ امیدواران بایدش

نظرات 1 + ارسال نظر
سارا سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:28

گاه در زندگی، بجائی میرسی که میبینی داری تاوان دعاهای مستجاب شدهء خودت را میدهی!

خیلی جالب بود.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد