دیروز در یک جمع نزدیک خانوادگی بودیم و طرح مسائل فراوانی شد و از جمله مطلبی مطرح شد که بنظر جالب است. یکی از بزرگان عزیز جمع نقل کرد که در مجلس وعظی نشسته بودیم و سخنران حدود یک ساعتی مطالبی مطرح کرد. در پایان هرچه فکر کردم دیدم جز اتلاف وقت و خسران چیزی گیرم نیامده. مشتی سخنان تکراری و غیر کاربردی که اثبات هر طرفش نه نفعی به حال اخرت ما داشت و نه دنیا. خلاصه طاقت نیاوردم و به سرعت نکاتی را نوشته و هنگام خروج سخنران به دستش دادم.
در آن نوشتار گفتم که شما چرا بدون مطالعه و برنامه وقت مردم را می گیرید. بی مسئولیتی تا کجا و ... . بهر حال گذشت. جلسه بعدی در همان مجلس بودم و دیدم همان سخنران با یک بغل کتاب وارد مجلس شد و شروع به خواندن و تحلیل و .. نمود. صرف نظر از اینکه بعد از مطالعه، مطالب سخنران بدر میخورد یا نهُ، نفس تذکر سبب شد حداقل طرف دنبال طرح مطالب بدر خور برود.
حالا نکته ای که مورد اتفاق همه بود، بی تفاوت نبودن همه ما در مقابل پرت و پلا گفتن سخنرانان است. بیشتر ما برای جلوگیری از هدر نرفتن وقت و خرد نشدن اعصابمون، رفتن به این محافل رو کم کرده ایم. این در حالی است که بنظر میرسد این روش مفید نیست و باید فکر دیگر کرد. ذکر اقدام، نشان می دهد مشارکت فعال بهترین روش باشد. ما هم حق داریم در جلسات مذهبی شرکت کنیم و استفاده کنیم و آنان موظفند بهترین ها را برای ما بازگو کنند. وظیفه شان است بروز شوند و از تکراری گفتن مدام پرهیز کنند. باید به وظیفه شان که در مقابلش بر خلاف سیره بزرگان، دریافتی هم دارند، درست انجام دهند و مفید باشند.
اگر همه مردم ما بخواهند و در مقابل سخنان تکراری و غیر مفید اینان سکوت نکنند و تذکر دهند، کاری که الان داریم انجام می دهیم، حتما وضعیت تغییر خواهد کرد. تا زمانی که تفکر غالب ما از حضور در این مجالس ثواب بردن صرف باشد، ره به جایی نخواهیم برد. هدف باید کسب فیض و معلومات باشد. ارتقاء دانش باشد. تسریع در مسیر کمال باشد. البته راه بهتر آن است که بزرگان ما مردم را تشویق به کسب دانش کنند و بگویند که بخواهید. هرچند بزرگان ما هم درگیر بده و بستان های غیر متعارف شده اند و شاید به آنها امیدی نباشد. برای همین معتقدم از خود ما شروع کنیم. در هر مجلسی که گوینده وقت مان را تلف میکند حداقل بعد جلسه تذکر دهیم و بخواهیم به وظیفه اش توجه کند. دوران نشتن عده ای دور حسینه و مسجد و گوش دادن بدون معرفت و گریه بدون علت گذشته. باید اقناع کنند. باید ...
با سلام این رویه در مراسم مذهبی خارجیها خصوصا مسیحی ها متداول شده است ، تغییر شکل ظاهری مراسم به اشکال شاد و با مشارکت شنوندگان ، استفاده ازسخنرانان حرفه ای و طرح مهمترین دغدغه های مردم از نکات مهم این مراسم است.
من همیشه از سخنرانی بدم اومده میاد و خواهد آمد
به قـــول ارنستو چه گوارا
دستم بوی گل میداد
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند...
اما هیچ کس فکر نکرد که شاید
...
یک گل کاشته باشم