شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند. استاد پرسید: برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟ شاگرد گفت: برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!. استاد گفت : سوالی می پرسم، پاسخ ده؟ شاگرد گفت: با کمال میل؛ استاد. استاد گفت: اگر مرغی را، پروش دهی، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم. استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟ شاگرد گفت: خوب راستش نه. نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!. استاد گفت: حال اگر این مرغ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟! شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر، خواهند بود!. استاد گفت: پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم، گوشت، پوست و استخوانت؛ گردی. تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی، تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری. خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!. او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد.
« نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری»
زبان پارسی و امنیت ملی
این روزها در شرکت استندهایی می بینم که حاوی تابلوهای تبلیغی است .مضمون اکثر این تابلوها تبلیغ حجاب ، نماز و نکاتی درباره تهاجم فرهنگی غرب است . در این تابلوها اسامی مثبت با نامهایی مانند علی زهرا حسن و حسین نامیده می شوند و نامهای منفی : شروین، سیروس و ملیکا گفته می شود .
استفاده از نامهای مذهبی و عربی در برنامه ها و سریالهای صدا و سیما و کم توجهی به نامهای ایرانی مدتهاست که رایج است و این مناسب امنیت ملی نیست . ایران سرزمینی است که از سه فرهنگ زرتشتی ، اسلامی - شیعی و فرهنگ جدید غربی شکل گرفته است. فرهنگ کهن ایرانی مانند مادری فرهنگ شیعی اسلامی رادر خودجای داده است و بین این دو فرهنگ اشکالات زیادی مشاهده نشده است . آموزه های زرتشت مبنی بر پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک نافی هیچیک از اصول اسلامی نیست و اهمیت به آتش بعنوان یکی از عناصر حیات مشکلی را سبب نمی شود . توجه به زبان پارسی و نمادها و سمبلهای ایرانی، از ما یک ملت کهن مستقل و با اعتبار در دنیا می سازد . 8 سال جنگ تحمیلی ازسوی عراق، کشور شیعی و صاحب عتبات عالیات به ما تحمیل شد. اگر حمله ای به ایران صورت بگیرد کشورهای عربی اسلامی مانند عربستان (سرزمین خانه خدا)کویت امارات مانندقبل پیشقدم خواهندبود. ایران در آرزوی اتحاد با جهان اسلام است در این راه از آموزش و ترویج زبان عربی ،تا امتیازات خاصی برای سفر به اماکن اسلامی و تسهیل شرایط داد و ستد و دیگر شرایط اقدام کرده است. اما در مقابل کشورهای عضو خلیج فارس ادعاهای ارضی علیه ایران و نام خلیج فارس مطرح کرده اند بطوریکه حاکمیت ایران به خطرافتاده است . حتی اگر هر ایرانی کاملا بتواند به زبان عربی حرف بزند و تمام نامهای ایرانیان، عربی اسلامی باشد و مشاهیر عرب و مسلمان را به نیاکان ایرانی خودترجیح دهیم ،بازهم اعراب مارا بعنوان تازه مسلمانهایی که از اسلام واقعی منحرف شده اند و رافضی شده اند می شناسند . صلاح و خیر ما در بی توجهی به میراث کهن پارسی ، آثار تاریخی و زبان پارسی نیست . اینها ابزار هویت و آقایی ایرانیان در جهان می باشند و از آن بدتر به دلیل نا آشنایی بعضی از روحانیون ، یکسان پنداشتن میراث ایرانی با فرهنگ غربی گناهی نابخشودنی است .
چهار نوع ارتباط با جهانیان می توانیم داشته باشیم :
ارتباط برمبنای فرهنگ شیعی غلیظ ما را نهایتا با رژیمهایی مانند اسد(که در حوادث اخیر تعداد زیادی از مردمان خود را کشت) گروه حزب الله لبنان و کشورهایی در آنسوی دنیا مانند آمریکای لاتین خواهد کشاند. زیرا درفرهنگ شیعی ، کتبی مانند زیارت عاشورا که در آن خلفای اول تا چهارم صریحا لعن شده اند وجود دارد.
ارتباط بر مبنای فرهنگ اسلام محمدی(تاکید کمتر بر فرهنگ شیعی) مارا به دوره روابط کم تنش تر باکشورهای مسلمان خواهد رساند. دوره ای که آنها دوست ما نیستند اما کمتر دشمنی می کنند.در این دوره آنها ما را نهایتا کشور همتراز،با تاریخ ۱۴۰۰ ساله خواهند دید.
ارتباط بر مبنای فرهگ کهن پارسی ما را در حوزه فلات ایران موفق می کند . کشورهایی نظیر افغانستان تاجیکستان هند ترکیه آذربایجان و عراق . در این ارتباط گذشته تاریخی،مشاهیر کهن و زبان و ادب پارسی شرط است . در این ارتباط تکلیف کشورهای عربی با ایران روشن است . کشوری پارسی با پیشزمینه امپراطوری.
ارتباط بر مبنای فرهنگ انسانی و به رسمیت شناخت ایده های جهانی مانند حقوق بشر پیوند انسانی ما را با جهانیان محکمتر و ما را عضوی از جامعه جهانی می کند.
نتیجه گیری: تاکید زیاد برفرهنگ شیعی اگرچه به انسجام داخلی کمک می کند اما برای ارتباط با دنیا وکشورهای عربی توجه همزمان به فرهنگ پارسی ، اصول حقوق بشر و مشترکات اسلامی ضروریست.
داستان پینوکیو مذهبی ترین داستان عالم
روزی روزگاری ، نجار پیری به نام ژپتو زندگی می کرد که آرزو داشت پسری داشته باشد . روزی او یک عروسک خیمه شب بازی ساخت و اسم او را پینوکیو گذاشت . پیرمرد در دلش آرزو می کرد که ای کاش این عروسک یک پسر بچه واقعی بود . در همان شب یک پری مهربان به کارگاه نجاری ژپتو پیر آمد و تصمیم گرفت تا آرزوی او را برآورده سازد . او با چوب دستی طلائی خود به آن عروسک چوبی زد و دستور داد تا آن عروسک جان بگیرد و در یک چشم به هم زدن پینوکیو جان گرفت . پری مهربان به پینوکیو گفت : اگر تو پسر شجاع ،تگو و فداکاری باشی ، روزی تو یک پسر واقعی خواهی شد . سپس پری رو به جیرجیرک روی تاقچه که اسمش جیمینی بود کرد و گفت از این به بعد تو باید مواظب رفتار پینوکیو باشی و به او خیلی چیزها یاد بدهی این در خواست خیلی بزرگی از جیمینی بود او می بایست مثل وجدان پینوکیو عمل می کرد و به او یاد می داد چه جیز خوب است و چه چیز بد . صبح روز بعد وقتی ژپتو پیر عروسک خود را جان دار یافت بسیار خوشحال شده و او را راهی مدرسه کرد و به جیمینی گفت : تا راه را به او نشان دهد و مواظب او باشد اما پینوکیو بجای رفتن به مدرسه به چادر خیمه شب بازی رفت .... داستان پینوکیو یکی ازمذهبی ترین داستانهای بشریت است داستان دنیای مادی و انواع و اقسام فریبها،از گربه نره و روباه مکار گرفته تا سرزمین خوشی و تبدیل شدن پینوکیو به الاغ ، دراین راه سخت همیشه فرشته مهربانی است که کمک کارباشد. دروغ بدترین آفت این راه است چیزی که اورا سریعا رسوا و حتی از حالت عروسکی خارج می کند . داستانهای کودکان راباید صدهاباردید و هردفعه پینوکیوی درونمان را کشف کنیم.