و اما بعد ...

این وبلاگ محیطی دوستانه و خودمانی جهت طرح برخی مسائلی است که مفید بنظر می رسد.

و اما بعد ...

این وبلاگ محیطی دوستانه و خودمانی جهت طرح برخی مسائلی است که مفید بنظر می رسد.

من همیشه خوشحالم

شکسپیر گفت

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند

زندگی کوتاه است

پس به زندگی ات عشق بورز

خوشحال باش

و لبخند بزن

فقط برای خودت زندگی کن و ...

قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن

قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن

قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش

قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش

قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن

قبل از تنفر ؛ عشق بورز

زندگی این است ...

احساسش کن، زندگی کن، لبخند بزن و لذت ببر

نظرات 2 + ارسال نظر
علی شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:22 http://haftsine91.blogfa.com

فیلم روز آزمایشی(روز تمرین)- Traninig day
فیلم روز تمرین به کارگردانی آنتوان فوکوا یکی از بهترین آثار هالیوود در سال 2001 میلادی است.شرکت برادران وارنر به هیچوجه گمان نمیکرد که فیلم فوکوا فروش بسیار بالایی داشته و جوایز را یکی پس از دیگری تصاحب کند.

فیلم داستان اولین روز یک افسر سفید پوست به اسم جک هویت(اتان هاوک) را روایت میکند, که به همراه افسر ارشد خود کاراگاه آلونزو هریس (دنزل واشنگتن)که وظیفه ی آموزش به او را بر عهده دارد به گشت زنی دز خیابانهای کثیف و پر جنایت شهر می پردازند.

کل فیلم در 24 ساعت آموزشی جک می گذرد نیمه ی ابتدایی فیلم آلنزو خود را یک مامور وظیفه شناس و پاک نشان میدهد که هدفش خدمت به مردم شهر است.اما وقتی از نیمه ی فیلم رد شده و هر چه به پایان فیلم نزدیک تر و نزدیکتر میشویم بیشتر پی به ماهیت آلنزو میبریم و درمیابیم که او فاسدترین پلیس شهر است.

در واقع داستان از آنجا شروع شده که آلنزو در لاس وگاس در حالت مستی یکی از بزرگان مافیا روس را زیر مشت و لگد میگرد و وقتی متوجه میشود که شخصی که له و لورده کرده یکی از اعضای مافای روس میباشد تازه پی به حماقت خود میبرد حالا او 10 روز وقت دارد که به مافیا 1 میلیون دلار پول خون بپردازد در واقع روز آزمایشی جک آخرین مهلت پرداختن پول است و آلنزو برای این روز نقشه ای دقیق طراحی کرده و روز آزمایشی جک تماما از قبل برنامه ریزی شده وآلنزو در این روز یکی از نزدیکترین دوستان خود را که قاچاقچی مواد هم هست میکشد ولی جک زیر بار نمیرود و حاضر نمیشود سهم خود را از پولها بگیرد.

بنابراین آلونزو قصد جانش را میکندوآلنزو هریس حساب همه جا را کرده بود اما اشتباه بزرگ او دست کم گرفتن جک بود.این افسر تازه وارد آرمانهایی فراتر از بدست آوردن پول کثیف داشت و ترجیح میداد یک پلیس پاک و در خدمت جامعه باشد تا یک جنایت کار فاسد.
دیشب با فیلم روز داوری غافلگیر شدم . فیلم بسیار زیبایی که دونیمه متفاوت دارد شما در نیمه اول با قهرمان فیلم(دنزل واشنگتن) همصدا می شوید حتی جائیکه برای یک میلیون دلار رفیق فاسدش را هم می کشد همداستان می شوید . اما در پایان داستان؟ کارگردان شما را غافلگیر می کند آنجا که قهرمان فیلم بصورت فجیع و تحقیرآمیزکشته می شود.

آیا دنزل واشنگتن برای تامین یک میلیون دلار مجاز بود که رفیق فاسدش را بکشد ؟ تا جائیکه برای موفقیتش برای همه ،حتی نزدیکانش پرونده درست کند!

محال است شما در یک فیلم و داستان اگر نقش منفی ،خوب شخصیت پردازی شده باشد شما با او همذات پنداری نکنید . شخصیت منفی می تواند دزد ،قاتل ، متجاوز و یا هر خبیث دیگری باشد . هنر کارگردان در نشان دادن زوایای پنهان شخصیت و آْسیبهایی که او دیده است و یا فلسفه ای که دارد می تواند کثیری از تماشاچیان را همداستان کند.
چرا اینگونه است ؟ آیا ما در درونمان قدرت توجیهیی داریم که می تواند مرزهای بین خیر و شر را درهم بشکند ؟آیا برای ما ذاتا افراد مهربان ، زیبا و جذاب ، زنده ، موفق و پولدار حاوی خیر هستند؟ حتی اگر شرهای بزرگی انجام دهند؟

فیلم روز آزمایشی باورهای مرا بهم ریخت تا جائیکه سه چهارم فیلم رفته بود و قهرمان فیلم هم مواد کشیده بود هم پول دزدی را بالا کشیده بود و هم قتل کرده بود اما بااین حال زمانی که زوزه گرگ می کشید دوستش داشتم!

فیلمها را دوباره باید دید یاد مادری افتادم که عاشق بچه معتادش بود چون مهربونتر از بقیه بود؟!

تنها ترین تنها شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 23:52


ساکت که می مانی,
میگذارند به حساب جواب نداشتنت!
عــــمرا بفهمند داری جان میکنی تاحـــرمـتــها را نــگـه داری ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد