رفته رفته زمستان فرا می رسد. با بلندترین شب سال )یلدا( . آنچه از کودکی ها به خاطر ما مانده است جشن آرایی آمدن زمستان بوده است. با ضیافت کرسی های داغ و سینی کنگره دار روی آن برای شب های سرد؛ پر از مغزها و خشکبار و قصه خوانی بزرگترها، انار دانه شده و گردو بادام و کشمش البته هندوانه قرمز رنگ برای شب چله .نقش تغذیه در پیشگیری از بیماری هایی که به دلیل سرد شدن هوا معمولا با زمستان همراهند از قدیم شناخته شده است. امروزه اما اصول دانش تغذیه این دانسته های تجربی را به اصولی علمی آراسته است که توجه به آنها ما را در حفظ و بهبود سلامتمان در این ماه های سرد سال یاری می رساند.
ادامه مطلب ...ذهنی تکامل یافته است که ظرفیت حیرت کردن را حفظ کرده باشد. ذهنی بالغ است که مدام به شگفتی در آید، از دیگران، از خودش و از هر چیزی. زندگی حیرتی است همیشگی. دو دستی چسبیدن به هر چیزی نشانگر بی اعتمادی است. اگر به زن یا مردی عشق می ورزی و دو دستی به او چسبیده ای، این به تمام معنا نشان می دهد که اعتماد نمی کنی عشق هرگز قادر به تملک نیست. عشق آزادی بخشیدن به دیگری است.
ادامه مطلب ...حضرت آیت الله جوادی آملی به پرسشی در خصوص این که؛ اگر امام حسین(ع) علم به شهادت خود داشتند، چرا به کربلا رفتند؟ و اگر علم نداشتند، پس روایاتی که دلالت بر علم ائمه(ع) دارد را چگونه باید توجیه کرد؟ پاسخ گفتند.
پاسخ حضرت آیت الله جوادی آملی در خصوص علم امام حسین(ع) به شهادت آن حضرت در کربلا به شرح ذیل است.
و حسین (ع) فرمود: خداوندا! هدف ما، این است که به آشفتگی های اجتماع خاتمه بخشیم و مطالح را جایگزین مفاسد سازیم.
باشد که مردم مظلوم، روی آسایش ببینند و بندگان تو با فراغت و آزادی به طاعت تو برخیزند.
و حسین (ع) فرمود: امر به معروف، ما را به رد مظالم، احقاق حقوق، مخالفت با ظالم، عدالت اجتماعی و ادای فرائض، دعوت می کند. و نهی منکر، ما را از ستم و تعدی، تجاوز و آلودگی و پستی ها، باز می دارد.

Shakespeare Said : I always feel happy, you know why?
Because I don't expect anything from anyone,
Expectations always hurt ..
Life is short ..
یاد سهراب بخیر، آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:
" تو مرا یاد کنی یا نکنی،
باورت گر بشود، گر نشود حرفی نیست،
اما نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست. "
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش می داری. و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند. پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی. اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.
ادامه مطلب ...خبر درگذشت «استیو جابز»، جادوگر اپل، بدون شک یکی از مهمترین اخباری بود که دوستداران فنآوری اطلاعات نهتنها در ماهی که گذشت بلکه در یکسال اخیر، شنیدند.
آقای اپل در اثر متازتاز سرطان پانکراس دچار ایست تنفسی شد و در 56 سالگی درگذشت. او در طول 35سال فعالیت حرفهای خود، همواره موفق بود و بیشک برای رسیدن به این موفقیت از رموزی استفاده میکرد که شاید کمتر کسی از آن آگاه باشد. شاید به همین دلیل بود که پس از مرگ استیو جابز، تعداد بسیاری پیام تسلیت از مردم دنیا که تحت تاثیر وی و نبوغش قرار گرفته بودند، مخابره و به اطرافیان وی ارسال شد.
این آخرین دست آورد پزشکی در طب موثر، برای سرطان است.
لیمو (از مرکبات) محصولی معجزه آسا برای کشتن سلول های سرطان است که 10000 بار قوی تر از شیمی درمانی است.چرا ما در مورد آن نمی دانیم؟ چون آزمایشگاه ها (شرکت های دارو سازی) با ساخت مشابه و مصنوعی آن سود زیادی میبرند. شما هم اکنون می توانید به یک دوست کمک کنید تا از آنها بی نیاز شود و بداند که آب لیمو در پیشگیری از بیماری بسیار مفید است.
شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند. اهالی پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه!. حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود!!!
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید.
در افسانه هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ به دو انتهای چوب می بست چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود ، نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد کوزه ی سالم و نو ، مغرور بود که وظیفه ای را که بخاطر انجام آن خلق شده به طور کامل انجام می دهد . اما کوزه کهنه و ترک خورده ، شرمنده بود که فقط می تواند نصف وظیفه اش را انجام دهد.هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است.
آن روز که با یار وفادار بخندیم
کی میرسد از راه که بسیار بخندیم
از دیدنِ آن روزِ طربناک، همه شهر
سرمست می و بادهٔ دیدار بخندیم
بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترین روغن, روغن حیوانی است. روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست. بهترین نان نانهای سبوس دار است مثل نان سنگک بهترین نوشابه سکنجبین است که ترکیب مقداری عسل سرکه و ... می باشد بیش از صد نوع چای هم اکنون در کشور ما موجود است که متناسب با مزاجها مصرف انواع آنها توصیه می شود
ادامه مطلب ...واقعیت, خوبی و زیبایی
در این دنیا جز این سه, هیچ چیز دیگر به جست و جو نمی ارزد. نخستین, با اندیشیدن, علم. دومین با اخلاق, مذهب و سومین با هنر, عشق.
عشق می تواند تو را از این هر سه محروم کند. یک احساساتی لوس سطحی هذیان گوی خنگ. و نیز می تواند تو را از زندان تنگ زیستن, به این هر سه دنیای بزرگ پنجره ای بگشاید و شاید هم دری. و من نخستینش را تجربه کرده ام و این است که آن را "دوست داشتن" نام کرده ام. که هم, همچون علم و بهتر از علم آگاهی می بخشد وهم همچون اخلاق, روح را به خوب بودن میکشاند و خوب شدن و هم زیبایی و زیبایی ها.